روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
آن مرد با داس آمد :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 180786
1399/03/07

آن مرد با داس آمد

«ناموس»، واژه ‌ای است که زن را به عنوان مایملک مرد توصیف می ‌کند، دارایی که باید از آن حفظ و حراست کرد و البته که کیفیت این نگهبانی با تدبیر مرد انجام می‌ شود. مردی که یک روز داس به دست می ‌گیرد و برای حفظ شرافت و آبروی خانواده ‌اش گردن دخترش را می ‌برد و روزی دیگر برای حفظ زنی که عاشقش بوده، اسید به صورتش می ‌پاشد. همین هم می ‌شود که آمار خبر می ‌دهد که بیش از ۶۰۰۰ زن در طول سال و در کل جهان، قربانی قتل‌ های ناموسی می‌ شوند. متوسط سن این قربانیان ۲۳ سال و بیش از نیمی از این قربانیان دختران و خواهران هستند، درست مثل رومینا.
قتل رومینای 14 ساله به دست پدرش در این اوضاع و احوال، افکار عمومی را در تأثری دو چندان فرو برد، قتلی ناموسی که در نوع فجیع خود، نمونه مستند و زنده فیلم «خانه پدری» کیانوش عیاری شد و حکایت زنده به گوری ملوک را تازه کرد.
کارگردان فیلم «خانه پدری» که فیلمش به‌ خاطر روایتی از کشته شدن یک دختر به دست پدر و برادرش در دوره قاجار، ۱۰ سال در صندوق توقیف بود و سال گذشته بعد از چند هفته نمایش دوباره توقیف شد، می ‌گوید که خبر تلخ قتل یک دختر نوجوان توسط پدرش را باور نمی ‌کند.
او که بابت اعتراض ‌های وارد شده بر فیلمش برای تصویر کردن یک قتل ناموسی در دوره قاجار، با سختی ‌های زیادی در اکران روبه ‌رو شد، در گفت‌ و گویی کوتاه با ایسنا درباره اتفاق اخیر فقط به گفتن دو جمله اکتفا کرد: «این اتفاق‌ ها در ایران رخ نمی ‌دهد. من این شایعات را باور نمی ‌کنم».
«خانه پدری» که در سال ۱۳۸۹ ساخته شده، بخاطر یک صحنه قتل حدود یک دهه اکران نشد تا کارگردانش از رنج توقیف آن ۶ سال نتواند فیلم بسازد، البته اکران کوتاه مدت آن هم چندان راه به جایی نبرد.
داستان این فیلم از اواخر دوره‌ قاجار و اوایل دوره‌ پهلوی آغاز می ‌شود و درباره‌ پدری است که به همراهی پسرش، دخترش را به جرم این که آبروی خانواده را برده است، می‌ کشد و در خانه ‌اش به خاک می ‌سپارد؛ داستانی که اتفاقا به ماجرای قتل دختری که به تازگی خبر‌های آن منتشر شده است، شباهت دارد.
و اما ماجرای قربانی واقعی خانه پدری چه بود؟ در نخستین روز از خرداد ماه امسال پدری از ترس بی ‌آبرویی، داس را بر گردن نحیف دختر ۱۴ ساله ‌اش نشاند و سرش را برید و نام «رومینا» مانند سارینا، هوژان، فرشته، زعفران، نازنین، زبیده، سارا، هاجره و… قربانیان قتل‌ های ناموسی همین چند ماه آغازین سال ۹۹، در فهرست اسامی قبرستان جا گرفت. دختری که هنوز ۱۴ سالش تمام نشده بود. پدر ابتدا سعی می ‌کند دخترش را خفه کند و وقتی موفق نمی ‌شود، سر دختر را با داس می ‌برد. با شیون ‌های مادر و بقیه همسایه‌ ها پلیس سر می ‌رسد و قاتل را بازداشت می ‌کند. این روز‌ها پدر قاتل در زندان است، برادر ۶ ساله و مادر رومینا تنها عزاداران این خانه نیستند. اهالی روستای «حویق» شهرستان آستارا چند روزی است که در غمی عمیق به سر می ‌برند.
ماجرا از ارتباط رومینا و بهمن آغاز شد، رابطه‌ ای که به زعم بهمن عاشقانه و از نظر عموی رومینا با رعب و تهدید همراه بود. بهمن حدودا ۳۵ سال دارد و حالا و بعد از رومینا زندگی خود را نابود شده می ‌داند و می گوید: «چند سالی بود که عاشق هم بودیم و بالاخره تصمیم گرفتم تا یک نفر را بفرستم و او را از پدرش خواستگاری کنم اما از آن جایی که مذهب ما یکی نبود، مخالفت کردند. به همین خاطر هم دختر به من گفت که پدرم رضایت نمی ‌دهد و باید فراری ‌اش بدهم. همین شد که با هم فرار کردیم و پنج روزی ناپدید شدیم. بعد از این ماجرا بود که پدرش در پاسگاه حویق از من به جرم آدم‌ ربایی شکایت کرد حتی به من تهمت زد که دخترش را بیهوش کردم و گاو و طلاهایش را هم دزدیدم. وقتی پاسگاه دختر را خواست او هم به آن‌ ها گفت که به خواسته خودش با من آمده است ولی پدرش بی خیال نشد. در آگاهی آستارا هم از من شکایت کرد و چند روز بعد آگاهی با من تماس گرفت. ولی چند نفر از بستگان آمدند و خواستند که ما با هم صیغه کنیم تا ماجرا تمام شود ولی آن مرد با پلیس هماهنگ کرده بود تا من را دستگیر کنند. موقع بازجویی من گفتم که آن دختر را دوست دارم و اجباری در کار نبوده و دختر هم در بازجویی این حرف‌ ها را تایید کرد. یک شب در بازداشتگاه ماندم اما در نهایت تبرئه شدم».
پس از این اتفاقات خانواده رومینا به خانه بر می‌ گردند و به گفته بهمن، وقتی مادر خانواده در حمام مشغول شستن لباس ‌ها بوده، پدر ابتدا سعی می‌ کند دخترش را خفه کند و وقتی موفق نمی ‌شود، سر دختر را با داس می ‌برد. با شیون های مادر و بقیه همسایه‌ ها پلیس سر می ‌رسد و قاتل را بازداشت می‌ کند.
کدام مردی عکس ناموسش را در اینستاگرام می ‌گذارد؟
این داستان اما وقتی از زبان خانواده رومینا نقل می ‌شود، تفاوت بسیاری می ‌کند. اسفندیار اشرفی، عموی رومینا می ‌گوید اصلا تفاوت مذهبی موضوع مهمی نبوده است و این پسر برادرزاده ‌اش را تهدید کرده بود. او گفت: «این پسر رومینا را با زور و تهدید این که او را می‌ کشد با خود برد و ۶ روز تمام هم او را نگه داشت. بعد از این موضوع حتی ما خواستیم که بیایند و خواستگاری کنند، اما خانواده آن پسر گفتن نه، پسر ما اشتباه کرده است حتی عاقد آمده بود که عقدشان کند اما آن پسر قصدش چیز دیگری بود».
او می ‌گوید که بهمن، رومنیا را اغفال کرد و پس از آن باعث شد که برادرش به مرز جنون برسد. اشرافی در ادامه گفت: «آن پسر در این مدت بار‌ها با من تماس گرفته و ما را تهدید کرده است، به ما فحاشی می ‌کند. اگر از رومینا عکسی نمی ‌فرستاد این مسائل پیش
نمی ‌آمد. اصلا کدام مردی وقتی بخواهد با یک دختر ازدواج کند، عکسش را در اینستاگرام می‌ گذارد؟ کدام مردی عکس ناموسش را در دنیا پخش می‌کند؟».
عموی مقتول می‌ گوید: «مادر رومینا شرایط خوبی ندارد. مادرش ۴۰ سال بیشتر ندارد و این روز‌ها هم عزادار است. او هم فامیل ما و مثل خواهرمان است. حالا چه کنیم؟ او، ولی دم است و باید برای پرونده تصمیم بگیرد. برادر من یک پسر ۶ ساله هم دارد. حالا زندگی‌ اش نابود شده است. ما خانواده با آبرویی بودیم، اما آن پسر همه زندگی ما را به هم زد».
ننگین کردن شرافت خود و یا خانواده، اتهامی است که زنان را قربانی قتل ‌های ناموسی می ‌کند. اتهامی که برای تبدیل شدن به رای نهایی نه دادگاه لازم دارد و نه وکیل و قاضی، همین که مردان و روسای خانواده به این نتیجه برسند که آبرویشان خدشه ‌دار شده، حکم را صادر می‌ کنند.سارا باقری وکیل دادگستری، نایب رئیس انجمن حقوق کودکان و نوجوانان و همچنین فعال این حوزه معتقد است سیستم قضایی عموما در پرونده ‌های این چنینی، تسامح بیشتری به خرج می ‌دهد. او می گوید: «نکته نخست این است که سیستم قضایی در شهرستان‌ های کوچک و روستا‌ها با آن چه که در تهران وجود دارد کمی متفاوت است. در آن جا به واسطه آشنایی بیشتر مردم با یکدیگر، عموما از رسانه‌ای شدن این موارد به شدت پرهیز می ‌کنند، چون نگرانی از آبرو ریزی برایشان بار اجتماعی سنگین ‌تری را به همراه می ‌آورد. از سوی دیگر، چون قاتل پدر خانواده بوده است، تسامح بیشتر در احکام نهایی قضات دیده می‌شود».
او حتی تحقیقات در پرونده‌ها را ناقص عنوان می ‌کند و
می گوید: «مشکل بعدی این است که به همان دلیلی که گفتم، یعنی مسئله آبرو و کوچک بودن روستا، می‌ خواهند زودتر همه چیز تمام شود و به همین دلیل هم تحقیقات کامل و دقیقی برای پرونده‌ ها انجام نمی ‌شود. به طور کلی رویه قضایی و آرایی که در پرونده‌ های این چنینی صادر می ‌شود کمی متفاوت است».
این وکیل دادگستری حکم قتل در شرایط این چنینی را حبس به علاوه دیه معرفی
می ‌کند و یادآور می شود: «از آن جایی که قاتل خود، ولی دم بوده است، دیگر حکم قصاص اینجا معنایی ندارد اما حبس و دیه وجود دارد که باز هم تصمیم چند و چون آن با قاضی پرونده است. دیه هم ابتدا به مادر، سپس به خواهر و برادر تعلق می‌گیرد».
باقری این پرونده را ملغمه ‌ای از آسیب‌ های اجتماعی می ‌داند و تصریح می کند: «در این پرونده که برای منِ وکیل که مشخصا در حوزه کودکان فعالیت می ‌کنم، ماجرای جدیدی نیست. نه قتل ناموسی آسیب اجتماعی جدیدی است و نه بحران ازدواج در سن کم. همچنین فرار دختران از خانه هم به وفور در روستا‌ها دیده می ‌شود اما به محض این که ما از این موضوعات حرف می ‌زنیم به سیاه‌ نمایی متهم می شویم، حال آن که همین پرونده که ملغمه‌ ای از بحران ‌ها و آسیب‌ های برجسته اجتماعی در آن دیده
می ‌شود به خوبی نشان می‌ دهد که اوضاع خوب نیست و لازم است تصاویری که نشان داده می ‌شود، برگرفته از حقیقت و بطن واقعی آن مکان‌ های جغرافیایی باشد».
مجازات والدین سهل ‌انگار، همان ماده پر سر و ‌صدایی که شورای نگهبان در بررسی لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوان به آن واکنش نشان داد، همان موردی است که می‌ تواند تا اندازه زیادی مقابل چنین فجایعی را بگیرد.
باقری با اشاره به همین لایحه، رعایت حقوق کودک و نوجوان را در گرو ارتقای قانون دانست و گفت: «وقتی لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوان نهایی شد، شورای نگهبان بار‌ها نسبت به ماده ۹ این لایحه که مجازات والدین سهل‌ انگار واکنش نشان داد و آن را رد کرد. به طور کلی این لوایح آن قدر تغییر می‌ کنند که در پایان فاصله زیادی با ماهیت ابتدایی و اساسی خود دارند، اما به هر حال داشتن آن ها از نداشتن شان بهتر است و به همین دلیل هم هست که می‌ گوییم حفظ و حراست از حقوق کودکان جز با ارتقای قانون ممکن نخواهد بود». حمید رضا گودرزی وکیل پایه یک دادگستری نیز با اشاره به جنبه عمومی قتل رومینا اشرفی توسط پدرش اظهارمی کند: «از لحاظ قانونی پدر در صورت قتل فرزندش قصاص نمی‌ شود اما جنبه عمومی جرم را که ۳ تا ۱۰ سال حبس است، باید بگذراند».
وی می گوید: «بر اساس ماده ۶۱۲ که می ‌گوید هر کسی مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته اما از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود، در صورتی ‌که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود، دادگاه مرتکب را به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم می ‌کند که در این پرونده هم پدر قصاص نمی ‌‍‌شود، اما باید مجازات عمومی جرم را بگذراند».
این وکیل دادگستری با بیان این که برای صدور این حکم نظر مورد نظر دادگاه است، ادامه می دهد: «دادگاه با توجه به مسائل و شرایطی که قتل بر اساس آن انجام شده درباره حبس و جنبه عمومی جرم تصمیم‌ گیری می‌ کند؛ گاهی ممکن است کیفیات مخففه هم اعمال شود که بر اساس آن جنبه عمومی جرم از ۳ سال کمتر می ‌شود، اما گاهی ممکن است مجازات تکمیلی داده شود و فرد بیش از ۱۰ سال حبس را بگذراند و حتی برای او جرم مجازات تبعید هم در نظر گرفته شود».


/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.