روزنامه صبح
آر اس اس خبرجنوب
کل صفحات خبرجنوب
مسکوکات در بازار شیراز
 تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب تعالی دانش تبلیغات خبر جنوب
تبلیغات خبر جنوب تبلیغات خبر جنوب
جنايتي تكان دهنده :: روزنامه خبر جنوب :: نیازمندیهای خبر جنوب
NID : 206580
1399/12/16

جنايتي تكان دهنده

مرد جوان که برای پایان دادن به رابطه اش با زن افیونی دست به قتل زده بود فکر نمی کرد پزشکی قانونی قتل صحنه سازی شده را فاش کند.
گزارش پزشکی ‌قانونی کافی بود تا راز قتل بعد از چند ماه فاش شود و دختر جوان به نام الهام که تصور می‌ شد بر اثر مصرف مواد مخدر اوردوز کرده، قربانی خیانت پسر مورد علاقه ‌اش شده بود. قاتل که فکر می‌ کرد همه چیز تمام‌ شده خود را برای ازدواج با دختر دیگری آماده می ‌کرد که خون دختر جوان گرفتارش کرد و دستگیر شد. وی در بازجویی ‌ها سعی می‌ کرد از بیان حقیقت فرار کند اما وقتی با دلایل پلیسی رو به‌ رو شد، زبان به اعتراف باز کرد و گفت: «نمی‌ خواستم به ارتباطم با مقتول ادامه دهم اما او مرا رها نمی ‌کرد به همین دلیل مجبور به قتل او شدم».
مرا ببخشند، اعتیادم را ترک می‌کنم
خمار است و نای حرف‌ زدن ندارد، به همین دلیل به پرسش‌ ها جواب‌ های کوتاه می‌ دهد. به بخشش اولیای‌ دم امید دارد و برای زندگی ‌اش بعد از آزادی برنامه ‌ریزی کرده است.
-به چه جرمی دستگیر شدی؟
«قتل دختر مورد علاقه ‌ام».
-چرا او را کشتی؟
«چون ول کن من نبود».
-یعنی چه؟
«من به او علاقه نداشتم اما او اصرار داشت که با هم ادامه بدهیم. می ‌گفت باید به قولت عمل کنی و با هم ازدواج کنیم».
-اگر به او علاقه نداشتی، چرا به او قول ازدواج دادی؟
«اولش دوستش داشتم اما بعداً از او بدم آمد».
-چرا؟
«چون معتاد بود».
-به نظر می ‌رسد خودت هم معتاد باشی.
«بله من هم معتادم».
-پس مشکلت کجا بود؟
«وقتی معتاد باشی و با زن معتاد هم ازدواج کنی می‌ شود قوزبالاقوز و باید خرج مواد او را هم بدهی. این ‌طوری آویزان همدیگر می‌ شدیم».
-هزینه مواد مقتول را تو می ‌دادی؟
«نه اغلب او مواد می‌ خرید و به خانه‌ ام می ‌آمد و با هم می ‌کشیدیم.
می ‌دانستم این ولخرجی او تا وقتی است که ازدواج نکرده‌ ایم».
-چطور با هم آشنا شدید؟
«در خیابان او را دیدم، شماره رد و بدل کردیم و با هم دوست شدیم و بعد از مدتی به هم علاقمند شدیم. خیلی مهربان بود و همه کمبود محبت ‌هایم را در زندگی پر می ‌کرد. برایم جالب بود می‌ دانست معتادم و ترکم نمی ‌کرد. سرانجام یک روز گفت او هم معتاد است. از آن روز هر چه پیش می ‌رفتیم علاقه‌ ام به او کمتر می‌ شد تا این که یک روز دعوایمان شد و به او گفتم دیگر سراغ من نیاید و فراموشم کند. بعد درگیر شدیم و او به حالت قهر از خانه رفت اما فردا دوباره برگشت و گفت نمی ‌تواند بدون من باشد و هر کاری می‌ کردم از زندگی ‌ام نمی‌ رفت».
-اما در تحقیقات مشخص شده به دلیل رابطه با دختر دیگری و افشای آن، دختر جوان را کشته ‌ای؟
«فکر می ‌کرد به او خیانت کرده‌ ام و با دختر دیگری دوست شده‌ ام و سر این موضوع هم هر روز درگیری داشتیم».
-یعنی با دختر دیگری دوست نشده بودی؟
«دوست شده بودم اما خیانت نکرده بودم. قبل از این که با این دختر دوست شوم به رابطه‌ ام با مقتول پایان داده بودم اما او قبول نمی‌ کرد. این مشکل خودش بود. عشق یک ‌رابطه دو طرفه است و نمی‌ توان با اجبار با کسی بود».
-چطور او را کشتی؟
«یک روز به خانه ‌ام آمد و با هم درگیر شدیم. عصبانی شده و خفه‌ اش کردم. بعد برای این که ردی از خودم به جا نگذارم به او مواد تزریق کرده و با اورژانس تماس گرفتم و ادعا کردم اوردوز کرده است».
-راز قتل چطور فاش شد؟
«بعد از چند ماه پزشکی‌ قانونی علت مرگ را مشخص کرد و مأموران دستگیرم کردند. این بار دیگر راهی برای فرار نداشتم و مجبور شدم اعتراف کنم».
-پشیمانی؟
«در این مدت همیشه عذاب ‌وجدان داشتم و چند بار خوابش را دیدم».
-چرا خودت را معرفی نکردی؟
«از مرگ می‌ ترسم».
-حرف آخر؟
«امیدوارم اولیای‌ دم مرا ببخشند. قول می ‌دهم دیگر سمت مواد نروم و زندگی‌ام را از نو بسازم».

/انتهای متن/
صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریات بین المللی خبر : حسین واحدی پور
License owner & Editor in Chief: HosseinVahedipour
Copyright © 2013 KHABAR International Publications Group. All rights reserved.