گزارش «خبر جنوب» به مناسبت روز سرباز
سربازی واقعاً دو سال زندگی را عقب میاندازد؟
سرهنگ سلیمانی از مهارتآموزی سربازان و تسهیلات پس از پایان خدمت میگوید؛ سربازان از دوری خانواده، دغدغه اشتغال و خاطراتی که با خود از پادگان میبرند
مرجان دهقانی -«خبرجنوب»/ دو سال از جوانی؛ برای بعضیها فرصتی برای تجربه مسئولیت و یاد گرفتن مهارتهای تازه و برای بعضی دیگر، دورهای همراه با دوری از خانواده، محدودیت و نگرانی درباره آینده. سربازی برای هر جوان روایت متفاوتی دارد؛ یکی هنوز در روزهای نخست خدمت است، دیگری در آستانه پایان آن ایستاده و سربازی که چند ماهی است کارت پایان خدمتش را گرفته، حالا با دغدغه پیدا کردن شغل و ساختن آینده روبهروست.
در آستانه روز سرباز، «خبر جنوب» سراغ چند سرباز رفته تا این دوره را نه از پشت میز مسئولان، بلکه از زبان کسانی روایت کند که خودشان این روزها را زندگی کردهاند؛ در کنار توضیحات سرهنگ سلیمانی درباره مهارتآموزی، تسهیلات و شرایط خدمت سربازان.
سربازی؛ دو سال عقبماندگی یا فرصتی برای یادگیری؟
این پرسش که آیا سربازی واقعاً زندگی جوانان را دو سال عقب میاندازد، یکی از پرسشهای همیشگی درباره دوران خدمت است. سرهنگ سلیمانی در پاسخ به این پرسش معتقد است سربازی فقط گذراندن یک دوره زمانی نیست و میتواند مهارتهایی برای زندگی و آینده شغلی سربازان به همراه داشته باشد.
وی با بیان اینکه سربازی لزوماً به معنای عقب افتادن دو ساله زندگی نیست، اظهار کرد: مهارتهایی مانند تحمل سختیها، زندگی اجتماعی و مسئولیتپذیری در دوران خدمت یاد گرفته میشود.
سلیمانی با اشاره به برنامههای مهارتآموزی سربازان ادامه داد: در چند سال اخیر قرارگاه مهارتآموزی در تمام یگانهای نیروهای مسلح راهاندازی شده و به کلیه سربازان مهارتهایی آموزش داده میشود که مورد تأیید اداره کل فنی و حرفهای است.
وی از آموزش مهارتهای مختلف فنی و رایانهای نام برد و تصریح کرد: تعمیرات موبایل، تعمیر یخچال، برقکشی ساختمان و کلاسهای مرتبط با آموزش رایانه از جمله این آموزشهاست و پس از پایان آموزش نیز مدرک رسمی اعطا میشود.
سرهنگ سلیمانی همچنین به تسهیلات خوداشتغالی برای سربازان پس از پایان خدمت اشاره کرد و گفت: به منظور ایجاد شغل و انگیزه، کارگروه تسهیلات وام خوداشتغالی برای تمام سربازانی که خدمت خود را به پایان رساندهاند، برقرار شده و وام با بهره بسیار پایین و اقساط بلندمدت اعطا میشود.
وی ادامه داد: اگر سربازی پیش از ورود به خدمت دارای مدرک رسمی فنی و حرفهای باشد، برای ایجاد انگیزه بیشتر میتواند از یک ماه کسری خدمت نیز بهرهمند شود.
از بیدارباش صبحگاهی تا دلتنگی برای پدر و مادر
اما آنچه در بخشنامهها و برنامههای رسمی سربازی دیده نمیشود، تجربه روزمره خود سربازان است. سربازی که ۱۰ ماه از خدمتش گذشته و در معاونت وظیفه عمومی مشغول خدمت است، یکی از مهمترین سختیهای دوران خدمت را «دوری از پدر و مادر» میداند.
او از روزهای خدمتش چنین روایت میکند: بیدارباش در ساعت مقرر، انجام ورزش صبحگاهی، انجام فرایض دینی، نظافت عمومی و شخصی و حضور بهموقع در محل خدمت در ساعت اداری، بخشی از برنامه روزانه اوست.
این سرباز میگوید نگاهش به سربازی نسبت به روزهای نخست بهتر شده است. با این حال، یکی از خاطرات سختی که از دوران خدمت در ذهنش مانده، مربوط به «دوران سخت زمان جنگ رمضان» است؛ دورهای که به گفته او، شیفتهای نگهبانی بیش از حد معمول بود.
وقتی سربازی با زندگی مشترک گره میخورد
برای یک سرباز متأهل، داستان کمی متفاوت است. او ۱۳ ماه است که خدمت میکند و ۶ ماه از عقدش میگذرد؛ حالا علاوه بر مسئولیت پاسداری از وطن و محل خدمت، خود را در برابر خانوادهاش نیز مسئول میداند.
او میگوید: «مسئولیت پاسداری از وطن و محل خدمت و خانوادهام بیشتر شده است.»
دوری از همسر و به دست آوردن درآمد برای گذراندن زندگی، از مهمترین دغدغههای اوست؛ دغدغهای که با شرایط اقتصادی و تورم، پررنگتر هم شده است.
به گفته این سرباز، در سالهای اخیر شرایطی فراهم شده که متأهلان بتوانند دوران سربازی را در محل زندگی خود بگذرانند و همین موضوع شرایط خدمت را بهتر کرده است.
او با بیان اینکه مرخصی ماهیانه را کم میداند، ادامه میدهد: با این حال، شرایط خدمتی با توجه به اینکه فرمانده یگان و پرسنل کادر سربازان را درک میکنند، بهتر شده است.
همسرش نیز در این مدت مشوق او بوده و دوست دارد هرچه زودتر زندگی مستقل خود را آغاز کنند؛ اما شرایط جنگی نگرانی دیگری برای او ایجاد کرده است.
این سرباز از همرزمیها و پرسنل کادری یاد میکند که در زمان جنگ خانواده خود را از دست دادهاند و میگوید این اتفاقات تأثیر زیادی بر او داشته است.
او معتقد است دوران خدمت، او را مسئولیتپذیرتر کرده و وقتی از مهمترین دغدغهاش میپرسیم، «مسائل مالی» را مطرح میکند.
با این حال، برای روز پایان خدمتش برنامه مشخصی دارد؛ رفتن به خانه پدری، دستبوسی پدر و مادر و تشکر از همسرش به خاطر تحمل دوران خدمت.
یک ماه تا پایان؛ خوشحالی برای رفتن، دلتنگی برای ماندن
سرباز دیگری که حالا تنها یک ماه تا پایان خدمتش باقی مانده، دوران سربازی را کوتاهتر از آنچه پیش از شروع تصور میکرد، میبیند: «زود میگذرد.»
او «زمان جنگ تحمیلی» را از خاطرات مهم دوران خدمتش میداند و دوری از خانواده را یکی از سختیهای این دوره عنوان میکند.
به گفته او، سربازی بیش از هر چیز صبر و تحمل را به او آموخته و نگاهش نیز نسبت به روزهای نخست تغییر کرده است.
اما پایان خدمت برای او فقط خوشحالی ندارد. از یک سو خوشحال است که دوران سربازی تمام میشود و از سوی دیگر ناراحت است که باید از دوستان و همخدمتیهایش جدا شود.
او از شادیها و شوخیهای مشترک با همخدمتیها به عنوان یکی از خاطرات ماندگار دوران خدمت یاد میکند و میگوید اگر بخواهد سه چیزی را که سربازی به او آموخته نام ببرد، انتخابش «استقامت، صبر و ازخودگذشتگی» است.
با پایان خدمت اما دو دغدغه مهم پیش روی او قرار دارد: پیدا کردن شغل و ازدواج.
کارت پایان خدمت و شروع یک دغدغه تازه
سه ماه از پایان خدمت سربازی دیگر گذشته است؛ اما پایان خدمت برای او به معنای پایان دغدغهها نبوده است. حالا مهمترین مسئلهاش پیدا کردن شغل و کسب درآمد است.
او میگوید پیدا کردن شغل پس از پایان خدمت برایش «کمی مشکل» بوده و کارت پایان خدمت در مسیر کاریاش اهمیت زیادی داشته است؛ چرا که برای کسب مجوز کاری و دریافت وام به آن نیاز داشته است.
این سرباز دوران خدمت را دورهای میداند که «به اندازه کل عمر» با خاطرات تلخ و شیرین و دغدغههای خاص همراه بوده است؛ دورانی که به گفته خودش، صبر و تحملش را بیشتر کرده است.
او تأثیر آموزشهای دوران سربازی بر زندگی بعد از خدمت را «تا حدودی» میداند و وقتی از مهمترین خاطرهاش میپرسیم، از دوران آموزشی یاد میکند.
اگر قرار باشد یک توصیه به جوانان در آستانه سربازی داشته باشد، «صبوری» را انتخاب میکند و معتقد است برای بهتر شدن شرایط سربازان باید تسهیلات بیشتری در اختیار آنها قرار گیرد و آموزشهای حرفهای ارائه شود؛ آموزشهایی که بتواند پس از پایان خدمت زمینه ایجاد اشتغال را فراهم کند.
در نهایت، وقتی از چیزی که از دوران سربازی با خود به زندگی بعد از خدمت آورده است صحبت میکند، به دو واژه اشاره دارد: تحمل دوری و صبور بودن.
و شاید همین دو واژه، روایت مشترک بسیاری از سربازانی باشد که بخشی از جوانی خود را در پادگان گذراندهاند؛ دورانی که برای یکی با بیدارباش صبحگاهی و نگهبانی میگذرد، برای دیگری با دلتنگی برای همسر و خانواده و برای سربازی که خدمتش تمام شده، با جستوجوی شغل و ساختن آیندهای که حالا باید خودش آن را بسازد.
ادمین ۵ 




