زنگ فرهنگ رانندگی کی به صدا درمی‌آید؟

از پشت میز تا پشت فرمان

بررسی ریشه ای تصادفات در گفت وگوی «خبرجنوب»با سرپرست اداره آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهور استان فارس: پلیس راهور آمادگی دارد همه ظرفیت‌های آموزشی و محتوای تخصصی خود را در اختیار نظام آموزشی کشور قرار دهد

از پشت میز تا پشت فرمان

مرجان دهقانی -«خبرجنوب»/ هر بار که آمار قربانیان تصادفات منتشر می‌شود، نگاه‌ها به سمت جاده‌ها، خودروها یا رانندگان می‌رود جاده‌ای که استاندارد نیست، خودرویی که ایمنی کافی ندارد و راننده‌ای که سرعت غیرمجاز می‌رود یا لحظه‌ای چشم از جاده برمی‌دارد. همه این عوامل در وقوع تصادفات نقش دارند، اما یک سؤال کمتر مطرح می‌شود راننده‌ای که امروز پشت فرمان نشسته، اصول رفتار در ترافیک را از کجا آموخته است؟

در ایران، آموزش فرهنگ رانندگی عملاً از زمانی آغاز می‌شود که فرد برای گرفتن گواهینامه به آموزشگاه مراجعه می‌کند یعنی در ۱۸ سالگی. تا پیش از آن، میلیون‌ها دانش‌آموز هر روز به‌عنوان عابر پیاده، سرنشین خودرو یا دوچرخه‌سوار در خیابان‌ها حضور دارند اما در نظام آموزشی، درس مستقلی برای آشنایی با حقوق، مسئولیت‌ها و قواعد حضور در ترافیک ندارند.

این در حالی است که بسیاری از کشورهایی که توانسته‌اند آمار تلفات جاده‌ای را کاهش دهند، آموزش فرهنگ رانندگی را از سال‌های نخست مدرسه آغاز کرده‌اند و آن را بخشی از تربیت شهروندان می‌دانند، نه آموزشی که تنها به زمان دریافت گواهینامه محدود شود.

آیا یکی از حلقه‌های مفقوده کاهش تصادفات در ایران، همین خلأ آموزشی است؟ محمدرضا محمدی، سرپرست اداره آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهور استان فارس معتقد است تا زمانی که آموزش فرهنگ رانندگی از دوران کودکی آغاز نشود، آموزشگاه‌های رانندگی ناچار خواهند بود سال‌ها آموزش نداده را در چند جلسه فشرده جبران کنند.

محمدی با بیان اینکه یکی از دغدغه‌های همیشگی پلیس راهور، آموزش و فرهنگ‌سازی رانندگی است، می‌گوید: اگر بخواهیم ریشه بسیاری از تصادفات را بررسی کنیم، باید به نظام آموزشی کشور نگاه کنیم. واقعیت این است که از دوره پیش‌دبستانی تا پایان متوسطه، هیچ درس مستقلی برای آموزش فرهنگ  رانندگی ، قوانین راهنمایی و رانندگی و مهارت‌های حضور ایمن در معابر وجود ندارد.

به گفته او دانش‌آموزان در تمام این سال‌ها هر روز در فضای ترافیک حضور دارند گاهی به عنوان عابر پیاده، گاهی سرنشین خودرو و گاهی دوچرخه‌سوار، اما آموزش متناسب با این حضور را دریافت نمی‌کنند.

آموزشگاه‌ها جای مدرسه را نمی‌گیرند

سرپرست اداره آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهور فارس معتقد است نتیجه این خلأ، زمانی آشکار می‌شود که جوانان برای دریافت گواهینامه به آموزشگاه‌های رانندگی مراجعه می‌کنند.

او می‌گوید: بیشتر هنرجویان برای نخستین بار در آموزشگاه با مفاهیمی مانند حق تقدم، تابلوهای راهنمایی و رانندگی، خط‌ کشی‌ها و مقررات عبور و مرور آشنا می‌شوند. در نتیجه، بخشی از زمانی که باید صرف آموزش مهارت رانندگی شود، به آموزش ابتدایی‌ترین مفاهیم اختصاص پیدا می‌کند.

محمدی تأکید می‌کند آموزشگاه‌های رانندگی برای آموزش مهارت رانندگی طراحی شده‌اند، نه جبران خلأیی که طی سال‌های تحصیل شکل گرفته است.کاهش تصادفات در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته تنها با افزایش جریمه‌ها یا برخوردهای پلیسی حاصل نشده است. آموزش مستمر از دوران کودکی، در کنار ایمن‌سازی جاده‌ها، ارتقای کیفیت خودروها و اجرای دقیق قانون، یکی از پایه‌های اصلی موفقیت این کشورها بوده است.

محمدی نیز با اشاره به همین تجربه می‌گوید: در بسیاری از کشورها، آموزش فرهنگ رانندگی از همان سال‌های نخست مدرسه آغاز می‌شود و دانش‌آموزان متناسب با سن خود با قوانین، حقوق و مسئولیت‌هایشان آشنا می‌شوند. نتیجه این روند، کاهش تخلفات، افزایش نظم اجتماعی و کاهش تلفات رانندگی است.

به اعتقاد این مسئول، آموزش فرهنگ ترافیک باید به بخشی از برنامه رسمی مدارس تبدیل شود آموزشی که از پیش‌دبستانی آغاز شود و تا پایان دوره متوسطه ادامه داشته باشد.

او پیشنهاد می‌دهد این آموزش‌ها تنها به کتاب درسی محدود نشود، بلکه از ظرفیت فعالیت‌های عملی، آموزش‌های چندرسانه‌ای، مسابقات، بازی‌های آموزشی و برنامه‌های مشارکتی نیز استفاده شود تا مفاهیم برای دانش‌آموزان به رفتاری پایدار تبدیل شود.

محمدی با تأکید بر اینکه آموزش فرهنگ رانندگی، مسئولیت یک دستگاه نیست، می‌گوید: پلیس راهور آمادگی دارد همه ظرفیت‌های آموزشی و محتوای تخصصی خود را در اختیار نظام آموزشی کشور قرار دهد، اما تحقق این هدف نیازمند همکاری آموزش و پرورش و دیگر دستگاه‌های مسئول است.

او  تأکید می‌کند: فرهنگ صحیح رانندگی از پشت فرمان آغاز نمی‌شود؛ از کلاس درس، خانواده و دوران کودکی شکل می‌گیرد. اگر آموزش را به سال‌های نخست زندگی ببریم، در آینده نه‌تنها رانندگان قانون‌مدارتری خواهیم داشت، بلکه می‌توان انتظار داشت آمار تصادفات، خسارت‌های مالی و تلفات انسانی نیز کاهش پیدا کند.

شاید اصلاح جاده‌ها و افزایش ایمنی خودروها زمان‌بر و پرهزینه باشد، اما آموزش نسلی که قرار است فردا راننده، عابر پیاده یا موتور‌سوار باشد، سرمایه‌گذاری بلندمدتی است که نتیجه آن نه فقط در خیابان‌ها، بلکه در کیفیت زندگی شهری و حفظ جان انسان‌ها دیده خواهد شد.