گزارش خبرجنوب از ضرورت مداخله به موقع روانشناختی با نگاهی به مرگ چهار عضو یک خانواده
از سوگ تا بحران
مرجان دهقانی-«خبرجنوب»/ خبر کوتاه بود، اما پشت آن روایتی چندساله از فقدان، فشار و بحران قرار داشت مادری ۳۷ ساله و دو کودک ۱۱ و ۵ ساله در یکی از روستاهای بخش شیبکوه فسا به قتل رسیدند .پدر ۴۵ ساله خانواده نیز پس از این حادثه خودکشی کرد...
اما اگر این حادثه را تنها به چند ساعت پایانی زندگی این خانواده محدود کنیم شاید بخش مهمی از ماجرا را نبینیم. آنچه این پرونده را از یک حادثه تلخ فراتر میبرد، روایت مطرح شده از سوی رئیس مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس درباره سابقه چندساله بحران در این خانواده است. بحرانی که به گفته سرهنگ علیرضا مولایی، با مرگ فرزند بزرگ خانواده در حدود سه سال قبل آغاز شد و پس از آن با مشکلات و فشارهای دیگری ادامه پیدا کرد.
مولایی با تأکید بر اینکه درباره علت دقیق رفتار فردی که دست به این اقدام زده نمیتوان بدون ارزیابی مستقیم و بررسیهای تخصصی اظهار نظر قطعی کرد معتقد است برای فهم چنین حوادثی باید به «زنجیره بحرانها» توجه کرد یعنی مجموعهای از فقدانها، آسیبهای روانی، مشکلات اقتصادی، حوادث و فشارهایی که ممکن است در طول زمان بر یک فرد یا خانواده انباشته شوند.
به گفته رئیس مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس، یکی از مهمترین نکات این پرونده، مرگ فرزند بزرگ خانواده به ویژه مواجهه مستقیم پدر با این حادثه بوده است.
او توضیح میدهد که از دست دادن فرزند میتواند برای والدین یک آسیب روانی بسیار سنگین باشد و اگر فرد شاهد مستقیم چنین حادثهای باشد، ممکن است با آثار عمیق تروما مواجه شود. از سوی دیگر، خودکشی یک عضو خانواده تنها زندگی همان فرد را تحت تأثیر قرار نمیدهد و میتواند ساختار روانی تمام خانواده را دچار آسیب کند.
مولایی با اشاره به اینکه زمان به تنهایی درمانکننده همه زخمهای روانی نیست، میگوید فردی که با یک بحران مواجه شده است، ممکن است حتی سالها بعد نیز با اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، تحریکپذیری، خشم، احساس گناه، انزوا یا اجتناب از یادآوری حادثه دستوپنجه نرم کند.
اما یک بحران معمولاً به تنهایی عمل نمیکند. به گفته مولایی، زمانی که فرد هنوز از یک فقدان یا تروما ترمیم نشده، با مشکلات جدیدی مانند فشار اقتصادی، ورشکستگی، تصادف، تغییر محل زندگی یا فشارهای اجتماعی روبهرو میشود، این مشکلات میتوانند روی یکدیگر انباشته شوند. در چنین شرایطی، فرد دیگر تنها با «یک مشکل» مواجه نیست بلکه مجموعهای از مشکلات فرصت بازیابی روانی را از او میگیرد.
مولایی با اشاره به مشکلات دیگری که در سالهای پس از مرگ فرزند بر این خانواده تحمیل شده است، بیان کرد: زمانی که فرد هنوز از یک تروما و فقدان قبلی ترمیم نشده، با بحرانهای جدیدی مانند مشکلات مالی، ورشکستگی، تصادف، تغییر محل زندگی یا فشارهای اجتماعی مواجه میشود، این فشارها میتوانند روی یکدیگر انباشته شوند.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی مسئله فقط یک مشکل نیست، بلکه مجموعهای از مشکلات است که فرصت بازیابی روانی را از فرد میگیرد. به همین دلیل در بررسی چنین پروندههایی باید به «زنجیره بحرانها» توجه کرد، نه فقط به آخرین اتفاقی که پیش از حادثه رخ داده است.
رئیس مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس درباره مرز میان سوگ طبیعی و ورود فرد به یک بحران جدی نیز گفت: اگر فرد برای مدت طولانی منزوی شود، عملکرد شغلی و خانوادگی او افت کند، مصرف مواد را افزایش دهد، دچار ناامیدی شدید شود، خواب و اشتهایش بهشدت تغییر کند یا مکرراً درباره مرگ، بیارزشی و بیفایده بودن زندگی صحبت کند، دیگر نباید شرایط او را صرفاً یک سوگ معمولی تلقی کرد.
مولایی با بیان اینکه صحبت درباره خودکشی یا آسیب رساندن به دیگران باید بهعنوان یک هشدار جدی تلقی شود، افزود: اگر فرد درباره خودکشی یا آسیب رساندن به دیگران صحبت کند، وسایل یا مقدمات چنین اقدامی را فراهم کند یا رفتارهای ناگهانی و پرخطر داشته باشد، موضوع میتواند یک وضعیت اورژانسی باشد و نیاز به مداخله فوری تخصصی دارد.
وی در پاسخ به این پرسش که خانوادهها چگونه میتوانند نشانههای خطر را زودتر شناسایی کنند، اظهار کرد: انزوای شدید، قطع ارتباط با اعضای خانواده، تغییر ناگهانی رفتار، پرخاشگری غیرمعمول، افزایش مصرف مواد، بیخوابی شدید، ناامیدی، صحبت مکرر درباره مرگ و جملاتی مانند «دیگر نمیتوانم» یا «همه چیز تمام شده» از جمله نشانههایی هستند که باید جدی گرفته شوند.
مولایی البته تأکید کرد: هیچکدام از این نشانهها به تنهایی به معنای قطعی بودن وقوع یک حادثه نیست، اما وجود آنها ضرورت گفتوگو و ارزیابی تخصصی را بیشتر میکند.
رئیس مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس درباره تبدیل یک بحران روانی شدید به رفتارهای خشونتآمیز نیز گفت: بدون ارزیابی مستقیم فرد نمیتوان درباره وضعیت روانی او تشخیص قطعی داد، اما در برخی بحرانهای بسیار شدید ممکن است فرد دچار اختلال جدی در قضاوت، کنترل تکانه و نحوه برداشت از واقعیت شود.
وی افزود: گاهی فرد در ذهن خود به این نتیجه تحریفشده میرسد که با حذف خود و دیگران میتواند به رنج پایان دهد. در واقع، فرد به جای «حل مسئله»، به سمت «حذف مسئله» حرکت میکند.
مولایی همچنین با اشاره به نقش مصرف مواد در تشدید برخی بحرانهای روانی و خانوادگی اظهار کرد: مصرف مواد میتواند بهویژه زمانی که فرد از قبل با تروما، افسردگی، اضطراب یا فشار شدید روانی مواجه است، شرایط را پیچیدهتر کند. مصرف مواد ممکن است قدرت تصمیمگیری و کنترل هیجانات را کاهش دهد و در برخی افراد رفتارهای تکانشی و پرخطر را افزایش دهد.
رئیس مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس در پایان با بیان اینکه خانوادهها نباید مراجعه به مشاور را به مرحله بحرانی موکول کنند، خاطرنشان کرد: باید یاد بگیریم با یکدیگر گفتگو کنیم نشانه های بحران را بشناسیم و در زمان مناسب کمک تخصصی بگیریم. به ویژه بعد از یک حادثه شدید مانند خودکشی یکی از اعضای خانواده، نباید تصور کنیم که سایر اعضا نیازی به حمایت روانی ندارند. بازماندگان نیز ممکن است در معرض آسیب های جدی قرار داشته باشند.
سرهنگ مولایی در پاسخ به این سوال که مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس چه خدماتی به مردم ارایه می دهد گفت: این مرکزتلاش می کند در حوزه های مختلف روان شناختی، خانوادگی، اجتماعی، تربیتی و ... به مردم خدمات تخصصی ارائه نماید. موضوعاتی مانند مشکلات خانوادگی و زوجین، تعارضات والدین و فرزندان، مشکلات رفتاری، آسیب های اجتماعی، مسائل مرتبط با خشم، اضطراب، بحران های فردی و خانوادگی و بسیاری از مشکلاتی که ممکن است زمینه ساز آسیب های بعدی شوند، قابلیت بررسی و ارجاع تخصصی دارند.
گفتنی است، آدرس و تلفن مرکز مشاوره آرامش پلیس فارس : شیراز، پل حر ، پل حر، روبروي كلانتري ۱۱ زند، تلفن تماس و نوبت دهی ۰۷۱۳۲۲۲۷۰۰۶ و ۰۷۱۲۱۸۲۲۳۶۰ و سامانه تلفنی صدای مشاور پلیس نیز با شماره ۰۹۶۵۸۰ آماده ارائه خدمات مشاوره تلفنی به شهروندان مي باشد.
Admin 6 




