قاآنی شیرازی؛ شاعر پرآوازه‌ای که «حسان‌العجم» لقب گرفت

قاآنی شیرازی؛ شاعر پرآوازه‌ای که «حسان‌العجم» لقب گرفت

خبرجنوب/ قاآنی شیرازی از نام‌آشناترین شاعران دوره قاجار و از قصیده‌سرایان برجسته قرن سیزدهم هجری است؛ شاعری که در کنار توانایی کم‌نظیر در شعر، در ادبیات فارسی و عربی، حکمت، منطق و ریاضیات نیز تبحر داشت.

میرزا حبیب‌الله شیرازی متخلص به «قاآنی»، در سال ۱۲۲۳ قمری در شیراز و در خانواده‌ای با ریشه کرمانشاهی و وابسته به ایل زنگنه متولد شد. او در هفت‌سالگی پدرش را از دست داد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در شیراز، در جوانی راهی مشهد شد و تحصیلات خود را ادامه داد.

قاآنی بعدها به دربار قاجار راه یافت و در دوره فتحعلی‌شاه، محمدشاه و آغاز سلطنت ناصرالدین‌شاه به شاعری شناخته‌شده تبدیل شد. فتحعلی‌شاه به دلیل توانایی‌های علمی و ادبی او لقب «مجتهدالشعرا» را به قاآنی داد و محمدشاه نیز او را «حسان‌العجم» نامید؛ لقبی که نشان‌دهنده جایگاه او در قصیده‌سرایی بود.

شاعری با دانش گسترده

قاآنی علاوه بر شعر، در زبان فرانسه نیز مهارت داشت و از او به عنوان یکی از نخستین شاعران ایرانی مسلط به این زبان یاد شده است. او در علوم و دانش‌های مختلف نیز مطالعه و تبحر داشت، هرچند شهرتش در شاعری باعث شد جنبه علمی شخصیت او کمتر دیده شود.

دیوان قاآنی حدود ۱۷ هزار بیت دارد و بیشتر اشعار او در قالب قصیده، مسمط، ترکیب‌بند، قطعه و غزل سروده شده‌اند. قدرت او در بازی با واژه‌ها، استفاده از آرایه‌های ادبی و ساختن قافیه‌های متنوع، از ویژگی‌های برجسته شعر اوست.

قاآنی همچنین کتاب منثوری به نام «پریشان» به سبک «گلستان» سعدی نوشته است که مجموعه‌ای از حکایت‌ها، پندها، تمثیل‌ها و نوشته‌های طنزآمیز را دربرمی‌گیرد.

شاعری که مدح و هجو را کنار هم داشت

بخش قابل توجهی از شهرت قاآنی به قصاید مدحی او بازمی‌گردد. او بسیاری از بزرگان و درباریان زمان خود را مدح می‌کرد و در مقابل، در سرودن اشعار هجوآمیز نیز توانایی زیادی داشت.

در میان قالب‌های شعری، مسمط‌های قاآنی جایگاه ویژه‌ای دارند و او در این زمینه از شیوه شاعرانی مانند منوچهری تأثیر پذیرفته است. با وجود این، زبان و شیوه خاص او در بازی با کلمات و استفاده از واژه‌های پرطنین، سبک متمایزی برایش ایجاد کرده بود.

حکایتی کوتاه از قاآنی

در یکی از حکایت‌های منسوب به قاآنی، دزدی وارد خانه‌ای می‌شود و جوانی را در خواب می‌بیند. دزد پرده‌ای را که روی دوش داشت پهن می‌کند تا وسایل خانه را در آن جمع کند، اما هرچه می‌گردد چیزی پیدا نمی‌کند.

هنگام خروج، جوان را می‌بیند که در میان همان پرده خوابیده است. دزد پرده را همان‌جا رها می‌کند و می‌خواهد از خانه خارج شود. جوان در همین هنگام صدا می‌زند: «دزدا، در را ببند تا کسی وارد خانه نشود!»

دزد پاسخ می‌دهد: «به جان تو در را نمی‌بندم؛ من زیراندازت را آوردم، شاید دیگری رو‌اندازت را بیاورد!»

این حکایت کوتاه، نمونه‌ای از زبان طنز و نگاه ظریف قاآنی به موقعیت‌های روزمره است.

پایان زندگی

قاآنی در سال ۱۲۷۰ قمری در تهران درگذشت و در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری به خاک سپرده شد. با وجود گذشت نزدیک به دو قرن از دوران زندگی او، نام قاآنی همچنان در میان شاعران برجسته دوره قاجار و قصیده‌سرایان نامدار ادبیات فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد.

چند بیت از قاآنی:

چه شیرین گفت خسرو این عبارت
که نبود وصل شیرین بی‌مرارت

سرم را در ره وصل تو دادم
که بی‌سرمایه صعب افتد تجارت

سزد گر زندهٔ جاوید مانم
که مرگ آمد ندیدم از حقارت

مرا تهدید کشتن چون کند دوست
به عمر جاودان بخشد بشارت